فرض کنیم که انسان از فردا روی کره زمین نباشد. چه اتفاقی خواهد افتاد؟
یک روز بعد: مراکز تولید برق در غیاب نیروی انسانی یکی یکی از کار افتاده اند. بعد از بیست و چهار ساعت شبهای زمین مثل وقتی که بشر هنوز آتش را اختراع نکرده بود تاریک می شوند.
ده روز بعد: در غیاب برق و انرژی همه غذاهایی که در سوپرمارکت ها یا یخچالها به جا مانده فاسد می شوند. آبهایی که از یخچالهای خانگی یا صنعتی به بیرون سرازیر شده برای مدتی توسط موشها گربه ها سگ ها و سایر حیوانات شهری مورد استفاده قرار خواهند گرفت.

شش ماه بعد: حیوانات وحشی کوچک مثل روباه شغال و گرگ در غیاب انسان دسته دسته شهرها و روستاها را اشغال کرده اند. زیرا این حیوانات نزدیکترین حیوانات درنده به مناطق مسکونی هستند.
یک سال بعد: علفها رشد می کنند و آهسته آهسته مناطق مسکونی را می پوشانند. گیاهانی که کمتر به خاک وابسته هستند روی خیابان و سقف خانه ها می رویند. جوندگان کوچک شهرها را اشغال می کنند.
پنج سال بعد: گیاهان و درختها در بتون و آسفالت شهرها ریشه زده و رطوبت ساختمانها را به خود جذب می کنند. حیواناتی مثل گراز گوزن و آهو مناطق مسکونی را اشغال کرده اند
و به دنبال آنها حیوانات وحشی بزرگ در جستجوی شکار وارد شهرهای فعلی می شوند.
بیست و پنج سال بعد: حیوانات مختلف و از جمله گله هایی از سگ ها در جستجوی غذا و سرپناه همه جا به چشم می خورند. شهرهای بزرگی که در کناره دریا قرار دارند و توسط سازه های ساخت بشر از سیل محافظت می شدند مثل لندن و آمستردام در سیل و طوفان تکه تکه شده اند.
چهل سال بعد: همه ساختمانها و تاسیساتی که از چوب ساخته شده اند توسط موریانه ها نابود می شوند.
پنجاه تا هفتاد سال بعد: پل های عظیم فلزی در نتیجه پوسیدگی یکی یکی فرو می ریزند و از اتومبیل ها فقط اسکلتشان باقی مانده است.
صد سال بعد: کتابها و همه اسناد کاغذی و همینطور حافظه های سخت افزاری همگی نابود شده اند.
دویست سال بعد: همه سازه های فلزی شهرهای بزرگ یکی پس از دیگری فرو ریخته اند.
پانصد سال بعد: سازه های بتونی تقریبا همگی نابود شده اند.
هزار سال بعد: به زحمت می شود اثری از شهرها یا ساختمان ها دید. شهرها تبدیل به جنگل شده و اکو سیستم جدیدی همه جا را در برگرفته است.
ده هزار سال بعد: هر چیزی که نشانی از زندگی بشر متمدن روی کره زمین داشته، نابود شده است.













آخرین دیدگاهها