اردیبهشت ۲۲

گفتم چیزی بنویسم تا بخندیم. وقتی که خوندمش دیدم نه نمک داره نه خنده. این داستانک­ها را تقدیم می کنم به دوست خوبم رودرانر از وبلاگ رهرو زندگی که خواسته بود چند جمله­‌ای درباره مقابله با حیوان آزاری بنویسم.

- روباهه زیر درخت ایستاد و به کلاغه گفت: به به چه سری چه دمی عجب پایی. زنم میشی؟ کلاغه تکه صابون کهنه­‌ای را که به منقار داشت کناری گذاشت و گفت: برو خدا روزیتو جای دیگه­‌ای بده ننه جون. اون موقعی که مردم قالب قالب به ما پنیر تبریزی میدادن و ما هم با یه متلک پرتش می‌کردیم واسه تو، دلار هفت تومن بود.

- موش گرسنه­‌ای سوسکی را خورد. گربه گرسنه­‌ای موش را خورد. سگ گرسنه­‌ای گربه را خورد. انسان سیری همه­‌ی سوسک­ها و موش­ها و گربه­‌ها و سگ­ها را کشت.

- برگی از تاریخ: در روز جمعه مطابق با اول ذی الهژده ماه نیسان در سال هزار و شانصدواندی در مزرعه حیوانات الاغ اعظم تاج پادشاهی بر سر گذاشت. همه حیوانات منتظر بودند تا حق انسان را که در جایگاه متهم نشسته بود کف دستش بگذارند. الاغ اعظم چنین حکم داد: چون نیک بنگریم، در حال حاضر کسی نیست که به او اعتراض کنیم و شکایت پیشش بریم. همه مان بی‌صاحب شده ایم. خران بارگاه نمی‌دانند برای که بار بکشند. مرغ بانوان نمی‌دانند که گوشت سینه خود را به کی تقدیم کنند. پستان گاوهایمان در حسرت نوازش دست شیردوشی داغ مانده و بیم آن می رود که شیرشان خشک شود. مجلس عروسی و عزایی نیست که گوسفندانمان را تقدیمش کنیم. بزرگترین مجازات انسان اینست که او را صاحب مزرعه کنیم و بار مسئولیت بر شانه‌اش بگذاریم تا کار ملک به سامان رسد. به دنبال این قضاوت خرکی سلسله الاغان ساقط شد و انسان را صاحب مزرعه کردند. الاغ الشعرا در این باره می‌فرماید: به جای من نشسته چرخ فولاد، خودم کردم که لعنت بر خودم باد.

- حیوانات مزرعه منتظر قلی بودند. سه ماه بود که غذا نخورده بودند. بالاخره مینی­­‌بوس ده  از راه رسید و قلی با یه تلویزیون صفحه تخت بر دوش و یه چفیه بر گردن پیاده شد.  بزغاله به بابا­ش گفت: وصیتت را بخون که گوشت قربونی شدیم! قلی حاجی شده!

- اس ام اس به ایران خانوم: عقرب زلف کجت لگدمال شد. آهوی چشمات شکار شد. نسل عقاب نگاهت ورافتاد. دلفین لبت کنار ساحل خودکشی کرد. پلنگ احساست روسی شد. کاسه ی لاک پشت صبرم را شکستی. من دیگه خرت نمیشم. تقصیر خودته که قدر اونا رو ندونستی.

- غاز ایرونی به شوهر مهاجرش: اِ اِ اِ. چرا همه­ جا خشکه؟ اون پایین قبلا یه دریاچه بود. جی پی اس­‌ت را کنترل کن ببین درست اومدیم؟ شوهرش: یه نفر اون پایین لای بوته­ ها نشسته. برم ازش سوال کنم. چند دقیقه بعد غاز به جسد شوهرش: خاک بر سر من که با شما بی­‌عرضه­ ها عروسی می­کنم. اون از شوهر اولم که عینکش را توی سوئد جا گذاشته بود اینم از دومی که هنوز تفنگ تو عمرش ندیده بود. قربون غاز وطنی. آی جوات پرشکسته! کجایی که معشوقه‌ت دوباره بیوه شد.

- خر اولی: مبارک باشه. شنیدم صاحب جدیدت نسل سومیه. خر دومی: یاد قدیما بخیر. بار می بردیم ولی کاه و یونجه گیرمون میومد. این لامذهب خودش فقط پیتزا می­خوره. جعبه‌ش هم میندازه جلوی ما. تازه هر سوراخی هم که می­بینه میخواد با کله بره توش. خر اولی: عرعر.

تبصره: از بین این شونصد نفری که هر روز از اینجا رد میشن یکی نیست به ما بگه چطوری نیم فاصله را در وردپرس تایپ می کنند؟


پستهای مرتبط

نوشته ای از عبدالحسین دهقانی \\ tags:

۶ دیدگاه برای “ چه سری چه دمی عجب پایی، زنم میشی؟”

  1. علی می گوید:

    می‌تونید با نصب Keyboard Layout مناسب مشکل رو کلاً حل کنید (نه فقط برای ورد‌پرس). لینک زیر رو دنبال کنید و پکیج مربوطه رو دانلود کنید و با کمک راهنما نصب و فعال کنید.
    http://www.doc.ic.ac.uk/~khanban/persian/persian.html

    [پاسخ]

    عبدالحسین دهقانی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۸۹ ۸:۵۸ ب.ظ:

    یک دنیا ممنون. متاسفانه روی ویندوز۷ من نصب نمیشه و پیغام ارور میده.

    [پاسخ]

  2. مهتاب می گوید:

    شاهرخ جان به نظر من فرق چندانی بیین نسل اولیها و دومیها و سومیها نیست.اولیها فکر میکردن که میدونن، دومیها نمیدونستن که نمی‌دونن، سومیها هم که قربونشون برم فکر می‌کنن عقل کلّ هستند.

    [پاسخ]

  3. s0r3na می گوید:

    عالی بود دوست عزیز

    [پاسخ]

  4. Parsa HollyBrain می گوید:

    برادر من روی ویندوز XPیم این داستان نیم‌فاصله از اولش بوده و نیازی ندارم بدونم.
    ولی اگه بقیه ندارن براشون توضیح بده

    [پاسخ]

  5. عبداللطیف عبادی می گوید:

    مطلب خوبی بود و امیدوارم که همچنان بنویسی . سکوت یعنی مرگ ، بخوان که بیداری ..

    [پاسخ]

نوشتن دیدگاه