کلیات لایحه جدید قانون مجازات اسلامی روز هفده شهریور با اکثریت مطلق آرا و بدون سرو صدا به تصویب رسیده است. (۱۹۶ رای موافق در مقابل ۷ رای مخالف). موضوع مقاله حاضر ماده ی ۲۲۵ بند ۱۲ از این قانون است:
تعریف سحر و جادو: تعریف این دو مفهوم چندان ساده نیست. به ویژه وقتی که این موضوع را در نظر بگیریم که در فرهنگ های مختلف تعاریف یا معانی متفاوتی برای آن برشمرده اند. تعریف های جادو از نگاه محققان غربی مثل لوی برول، فریزر، تایلر، ویلیام گود و سایرین مختص همان جوامع غربی و بعضا با پس زمینه ی فکری مسیحی یا فرهنگی تبیین شده است که در رابطه با قانون جدید مجازات اسلامی به کار نمی آید. احتمال دارد که خود کلمه ی جادو معرب ماگو، ماگ یا مغان باشد که در زبان های انگلیسی و آلمانی به ترتیب به Magic و Magie تبدیل شده اند. دهخدا به نقل از صاحب آنندراج به نکته ی ظریفی اشاره می کند: عوام سحر را جادوی دانند و ساحر را جادوگر خوانند و این غلط است.
در توضیحات علمای اسلامی از سحر و جادو غالبا هر دو مفهوم معادل هم به کار رفته اند. شیخ انصاری در مکاسب به نقل از شهید اول می نویسد: سحر کلامى است که به زبان جارى کنند; یا چیزى که بنویسند; یا نوشته اى که به همراه دارند; یا اورادى که بخوانند و بر ریسمانى بدمند و سپس گره بزنند; قسم بدهند; یا بخور دهند; یا بدمند; یا تصویر و مجسمه درست کنند; یا با تصفیه نفس بتواند به صرف اراده کارهایى انجام دهند; یا با استخدام ملائکه یا اجنه یا شیاطین به کشف اشیاى گم شده یا مسروقه و علاج امراض بپردازند و به وسیله آن ها در بدن یا قلب یا عقل مسحور تأثیر بگذارند. سید محمد کلانتر، کتاب المکاسب ج ۳، ص ۳۶
علامه مجلسی نیز می نویسد: سحر عملى پنهانى است; چون عامل مؤثر در آن معلوم نیست و عملکردش به این صورت است که اشیا و افراد رادر جلوى چشم دیگران تغییر مى دهد، ولى حقیقت آن را نمى تواند تغییر دهد و موجب حبّ و بغض و مرض و امثال آن مى شود. بحارلانوار ج ۶۰، ص ۴۰
با توجه به این توضیحات و توضیحات مشابه علمای اسلامی یکی از مواردی که می تواند در دسته ی اعمال ساحری طبقه بندی شود خواندن یا حمل دعاهاست که بخش مفصلی ازکتابهایی مثل مفاتیح الجنان و سایر کتابهای دعا به شرح انجام چنین اعمالی اختصاص داده شده. با استناد به قانون جدید، می توان کسانی که این کتابها را منتشر می کنند یا آنها را ترویج می نمایند به مرگ محکوم کرد. اما آیا منظور قانون گزار برخورد با این قشر سنتی و مذهبی جامعه بوده است؟ سکوت قانون گزار در تعریف سحر و جادو به ابهام مطلب افزوده است.
گروه دیگری که احتمالا این قانون شامل حالشان می شود رمال ها، فال گیرها، جن گیرها و دعانویسان سنتی هستند. اما چرا محکوم به مرگ؟ تصور کنیم که فرد الف به سراغ آقا یا خانم ب می رود تا برای حل مشکل خود دعا بنویسد یا فال بگیرد یا طلسم بخرد. (ممکن است به نظر من و شما کمی دور از ذهن برسد اما خیل عظیمی از مردم این کار را می کنند) در این حالت فرد الف اعتقاد دارد که آقا یا خانم ب می تواند با انجام اعمالی مشکل او را حل کند. نتیجه از دو حال خارج نیست: یا همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود یا مشکل سر جایش می ماند. در حالت دوم فرد الف می تواند در صورت امتناع آقا یا خانم ب از بازگرداندن پولش از وی به جرم کلاهبرداری شکایت کند که جرمش هم در قانون مشخص است و احتیاج به نوشتن قانون تازه و اعدام آقا یا خانم ب هم نیست. کشورهای اروپایی اینطور مواردی را به این صورت حل کرده اند که قبل از انجام هر عملی، فرد الف و آقا یا خانم ب قراردادی بین خودشان می نویسند. در قرارداد معمولا ذکر می شود که فرد الف با رضایت خود و با علم به اینکه ممکن است عمل جادویی نتیجه بخش نباشد، از آقا یا خانم ب می خواهد که طلسم یا مراسم جادویی مورد نظر را اجرا نماید. من تصور نمی کنم که منظور از تصویب قانون فوق اعدام چنین افرادی باشد چرا که اولا جرم کلاهبرداری معلوم است و دوم اینکه این عادت جزیی از رفتار فرهنگی جامعه ایران است و چیزی نیست که در این یک سال و دو سال بوجود آمده باشد. سکوت قانون گزار در تعریف سحرو جادو به ابهام مطلب افزوده است.
گروه دیگری که ممکن است از تصویب این قانونِ مبهم به شدت متضرر شوند سلسله های صوفی گری اند. اگر چه صوفی گری رسما مراسم جادویی را حرام اعلام کرده و آن را شایسته ی صوفیان واقعی ندانسته اما مشکل اینجاست که قاضی با استناد به همین ماده ی قانونی می تواند خودِ مراسم صوفی گری را در زمره ی مراسم جادویی تعریف و حکم صادر نماید. این عزیزان را چند سالی ست به شدت و با بیرحمانه ترین شیوه ها در هم کوبیده و با تیغ زندان و شکنجه، بدن و روح بسیاری از آنها را خراشیده اند. آیا دولت از جانب عده ای درویش که غیر از دنیای درون نه با سیاست کاری دارند و نه باشلوغی های زندگی روزمره احساس خطر می کند؟ سکوت قانون گزار در تعریف سحر و جادو بر ابهام مطلب افزوده است.
گروه چهارم که البته بعید به نظر می رسد این قانون شامل حالشان شود متخصصان انرژی درمانی هستند. چرا می گویم بعید به نظر می رسد؟ امروزه ثابت شده که با ماساژهای مختلف، با قرار دادن دست روی نقطه ی مشخصی از بدن، با پاس های انرژی، با متمرکز کردن فکر فرد به نقطه ی مشخصی از بدن، با تلقین مستقیم و غیرمستقیم و شیوه های مشابه می توان دردها و بیماری های خفیف جسمی یا روحی را درمان نمود یا تا حدودی تسکین داد. عده ای در تهران و شهرستان ها برای خودشان چنین دکانی باز کرده اند. بعضی برای کارشان به توضیحات علمی استناد می کنند. بعضی حتی پزشک هستند. بعضی ها هم به مکاتب فوق طبیعی استناد می کنند. اگر قانون گزار هدفش برخورد با این افراد بوده در حقیقت با تصویب قانون فوق به بریدن شاخه اقدام کرده. راه منطقی ترش این است که دوره های آموزشی توسط کارشناسان زبده به اجرا گذاشته شود. نقاط ضعف و قوت این روش ها را برای عموم بازگو کنند و به فارغ التحصیلان این دوره ها اجازه اشتغال دهند.
گروه پنجمی که ممکن است ذیل این قانون قرار گیرند پیروان فرقه های مدرنی هستند که بویژه طی دو دهه ی اخیر بر میزان فعالیتشان افزوده اند. مثل اکیستها، یوگی ها، شمن شهری ها، شیطان پرست ها، و فرقه های ترکیبی. همین طور کسانی که پیرو مکاتب فوق طبیعی هستند. مثل پیروان اوشو، سای بابا، تولتک ها، ذن بودیسم و … حتی رزمی کاران را هم می توان با استناد به این قانون محاکمه کرد.
مایه ی تعجب است که قانون گزار دو مفهوم سحر و جادو راتعریف نکرده و دست قضات را برای تفسیر قانون باز گذاشته است. به این ترتیب خیل عظیمی از جامعه را می توان با استناد به آن به پای میز محاکمه کشاند. (شما را یاد قرون وسطی و تعقیب دگر اندیشان و دگرمذهبان به جرم شیطان پرستی نمی اندازد؟)
در همین رابطه: جرم جدید: جادوگری
آخرین دیدگاهها